Holy Bible project logo icon
FREE OFF-line Bible for Android Get Bible on Google Play QR Code Android Bible
Holy Bible
for Android

is a powerful Bible Reader which has possibility to download different versions of Bible to your Android device.

Bible Verses
for Android

Bible verses includes the best bible quotes in more than 35 languages

Pear Bible KJV
for Android

is an amazing mobile version of King James Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible BBE
for Android

is an amazing mobile version of Bible in Basic English that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible ASV
for Android

is an amazing mobile version of American Standard Version Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

BIBLE VERSIONS / کتاب مقدس / عهد جديد / متّی

کتاب مقدس - Old Persian Version, 1815

متّی مرقس

فصل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28

1 «در آن زمان ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود را برداشته ، به استقبال داماد بیرون رفتند.

2 و از ایشان پنج دانا و پنج نادان بودند.

3 اما نادانان مشعلهای خود را برداشته ، هیچ روغن با خود نبردند.

4 لیکن دانایان، روغن در ظروف خود با مشعلهای خویش برداشتند.

5 و چون آمدن داماد بطول انجامید، همه پینکی زده، خفتند.

6 و در نصف شب صدایی بلند شد که اینک داماد می آید. به استقبال وی بشتابید.

7 پس تمامی آن باکره ها برخاسته ، مشعلهای خود را اصلاح نمودند.

8 و نادانان، دانایان را گفتند: از روغن خود به ما دهید زیرا مشعلهای ما خاموش می شود.

9 اما دانایان در جواب گفتند: نمی شود، مبادا ما و شما را کفاف ندهد. بلکه نزد فروشندگان رفته ، برای خود بخرید.

10 و در حینی که ایشان بجهت خرید می رفتند، داماد برسید و آنانی که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.

11 بعد از آن، باکره های دیگر نیز آمده، گفتند: خداوندا برای ما باز کن.

12 او در جواب گفت: هرآینه به شما می گویم شما را نمی شناسم.

13 پس بیدار باشید زیرا که آن روز و ساعت را نمی دانید.

14 «زیرا چنانکه مردی عازم سفر شده، غلامان خود را طلبید و اموال خود را بدیشان سپرد،

15 یکی را پنج قنطار و دیگری را دو و سومی را یک داد؛ هر یک را بحسب استعدادش. و بی درنگ متوجه سفر شد.

16 پس آنکه پنج قنطار یافته بود، رفته و با آنها تجارت نموده، پنج قنطار دیگر سود کرد.

17 و همچنین صاحب دو قنطار نیز دو قنطار دیگر سود گرفت.

18 اما آنکه یک قنطار گرفته بود، رفته زمین را کند و نقد آقای خود را پنهان نمود.

19 «و بعد از مدت مدیدی، آقای آن غلامان آمده، از ایشان حساب خواست.

20 پس آنکه پنج قنطار یافته بود، پیش آمده، پنج قنطار دیگر آورده، گفت: خداوندا پنج قنطار به من سپردی، اینک پنج قنطار دیگر سود کردم.

21 آقای او به وی گفت: آفرین ای غلام نیک متدین! بر چیزهای اندک امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار خواهم گماشت. به شادی خداوند خود داخل شو!

22 و صاحب دو قنطار نیز آمده، گفت: ای آقا دو قنطار تسلیم من نمودی، اینک دو قنطار دیگر سود یافته ام.

23 آقایش وی را گفت: آفرین ای غلام نیک متدین! بر چیزهای کم امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار می گمارم. در خوشی خداوند خود داخل شو!

24 پس آنکه یک قنطار گرفته بود، پیش آمده، گفت: ای آقا چون تو را می شناختم که مرد درشت خویی می باشی ، از جایی که نکاشته ای می دروی و از جایی که نیفشانده ای جمع می کنی ،

25 پس ترسان شده، رفتم و قنطار تو را زیر زمین نهفتم. اینک مال تو موجود است.

26 آقایش در جواب وی گفت: ای غلام شریر بیکاره! دانسته ای که از جایی که نکاشته ام می دروم و از مکانی که نپاشیده ام، جمع می کنم.

27 از همین جهت تو را می بایست نقد مرا به صرافان بدهی تا وقتی که بیایم مال خود را با سود بیابم.

28 الحال آن قنطار را از او گرفته ، به صاحب ده قنطار بدهید.

29 زیرا به هر که دارد داده شود و افزونی یابد و از آنکه ندارد آنچه دارد نیز گرفته شود.

30 و آن غلام بی نفع را در ظلمت خارجی اندازید، جایی که گریه و فشار دندان خواهد بود.

31 «اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست،

32 و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می کند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا می کند.

33 و میشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد.

34 آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای برکت یافتگان از پدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید.

35 زیرا چون گرسنه بودم مرا طعام دادید، تشنه بودم سیرآبم نمودید، غریب بودم مرا جا دادید،

36 عریان بودم مرا پوشانیدید، مریض بودم عیادتم کردید، در حبس بودم دیدن من آمدید.

37 آنگاه عادلان به پاسخ گویند: ای خداوند، کی گرسنه ات دیدیم تا طعامت دهیم، یا تشنه ات یافتیم تا سیرآبت نماییم،

38 یا کی تو را غریب یافتیم تا تو را جا دهیم یا عریان تا بپوشانیم،

39 و کی تو را مریض یا محبوس یافتیم تا عیادتت کنیم؟

40 پادشاه در جواب ایشان گوید: هرآینه به شما می گویم، آنچه به یکی از این برادران کوچکترین من کردید، به من کرده اید.

41 «پس اصحاب طرف چپ را گوید: ای ملعونان، از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است.

42 زیرا گرسنه بودم مرا خوراک ندادید، تشنه بودم مرا آب ندادید،

43 غریب بودم مرا جا ندادید، عریان بودم مرا نپوشانیدید، مریض و محبوس بودم عیادتم ننمودید.

44 پس ایشان نیز به پاسخ گویند: ای خداوند، کی تو را گرسنه یا تشنه یا غریب یا برهنه یا مریض یا محبوس دیده، خدمتت نکردیم؟

45 آنگاه در جواب ایشان گوید: هرآینه به شما می گویم، آنچه به یکی از این کوچکان نکردید، به من نکرده اید.

46 و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت، اما عادلان در حیات جاودانی .»

<< ← Prev Top Next → >>