Holy Bible project logo icon
FREE OFF-line Bible for Android Get Bible on Google Play QR Code Android Bible
Holy Bible
for Android

is a powerful Bible Reader which has possibility to download different versions of Bible to your Android device.

Bible Verses
for Android

Bible verses includes the best bible quotes in more than 35 languages

Pear Bible KJV
for Android

is an amazing mobile version of King James Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible BBE
for Android

is an amazing mobile version of Bible in Basic English that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible ASV
for Android

is an amazing mobile version of American Standard Version Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

BIBLE VERSIONS / کتاب مقدس / عهد جديد / لوقا

کتاب مقدس - Old Persian Version, 1815

مرقس لوقا یوحنا

فصل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24

1 پس در روز اول هفته ، هنگام سپیده صبح، حنوطی را که درست کرده بودند با خود برداشته ، به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان.

2 و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند.

3 چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند.

4 و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند.

5 و چون ترسان شده، سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: «چرا زنده را از میان مردگان می طلبید؟

6 در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده،

7 گفت، ضروری است که پسر انسان به دست مردم گناهکار تسلیم شده، مصلوب گردد و روز سوم برخیزد.»

8 پس سخنان او را به خاطر آوردند.

9 و از سر قبر برگشته ، آن یازده و دیگران را از همه این امور مطلع ساختند.

10 و مریم مجدلیه و یونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطلع ساختند.

11 لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته ، باور نکردند.

12 اما پطرس برخاسته ، دوان دوان به سوی قبر رفت و خمشده، کفن را تنها گذاشته دید. و از این ماجرا در عجب شده، به خانه خود رفت.

13 و اینک در همان روز دو نفر از ایشان می رفتند به سوی قریه ای که از اورشلیم به مسافت شصت تیر پرتاب دور بود و عموآس نام داشت.

14 و با یکدیگر از تمام این وقایع گفتگو می کردند.

15 و چون ایشان در مکالمه و مباحثه می بودند، ناگاه خود عیسی نزدیک شده، با ایشان همراه شد.

16 ولی چشمان ایشان بسته شد تا او را نشناسند.

17 او به ایشان گفت: «چه حرفها است که با یکدیگر می زنید و راه را به کدورت می پیمایید؟»

18 یکی که کلیوپاس نام داشت در جواب وی گفت: «مگر تو در اورشلیم غریب و تنها هستی و از آنچه در این ایام در اینجا واقع شد واقف نیستی ؟»

لوقا  24:18 - Disciples on Road to Emmaus
Disciples on Road to Emmaus
19 به ایشان گفت: «چه چیز است؟» گفتندش: «درباره عیسی ناصری که مردی بود نبی و قادر در فعل و قول در حضور خدا و تمام قوم،

20 و چگونه رؤسای کهنه و حکام ما او را به فتوای قتل سپردند و او را مصلوب ساختند.

21 اما ما امیدوار بودیم که همین است آنکه می باید اسرائیل را نجات دهد. و علاوه بر این همه ، امروز از وقوع این امور روز سوم است،

22 و بعضی از زنان ما هم ما را به حیرت انداختند که بامدادان نزد قبر رفتند،

23 و جسد او را نیافته ، آمدند و گفتند که فرشتگان را در رؤیا دیدیم که گفتند او زنده شده است.

24 و جمعی از رفقای ما به سر قبر رفته ، آن چنانکه زنان گفته بودند یافتند، لیکن او را ندیدند.»

25 او به ایشان گفت: «ای بی فهمان و سستدلان از ایمان آوردن به آنچه انبیا گفته اند.

26 آیا نمی بایست که مسیح این زحمات را بیند تا به جلال خود برسد؟»

27 پس از موسی و سایر انبیا شروع کرده، اخبار خود را در تمام کتب برای ایشان شرح فرمود.

28 و چون به آن دهی که عازم آن بودند رسیدند، او قصد نمود که دورتر رود.

29 و ایشان الحاح کرده، گفتند که «با ما باش. چونکه شب نزدیک است و روز به آخر رسیده.» پس داخل گشته ، با ایشان توقف نمود.

30 و چون با ایشان نشسته بود، نان را گرفته ، برکت داد و پاره کرده، به ایشان داد.

31 که ناگاه چشمانشان باز شده، او را شناختند. و در ساعت از ایشان غایب شد.

32 پس با یکدیگر گفتند: «آیا دل در درون ما نمی سوخت، وقتی که در راه با ما تکلم می نمود و کتب را بجهت ما تفسیر می کرد؟»

33 و در آن ساعت برخاسته ، به اورشلیم مراجعت کردند و آن یازده را یافتند که با رفقای خود جمع شده

34 می گفتند: «خداوند در حقیقت برخاسته و به شمعون ظاهر شده است.»

35 و آن دو نفر نیز از سرگذشت راه و کیفیت شناختن او هنگام پاره کردن نان خبر دادند.

36 و ایشان در این گفتگو می بودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: «سلام بر شما باد.»

37 اما ایشان لرزان و ترسان شده، گمان بردند که روحی می بینند.

38 به ایشان گفت: «چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شبهات روی می دهد؟

39 دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد، چنانکه می نگرید که در من است.»

40 این را گفت و دستها و پایهای خود را بدیشان نشان داد.

41 و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: «چیز خوراکی در اینجا دارید؟»

42 پس قدری از ماهی بریان و از شانه عسل به وی دادند.

43 پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد.

44 و به ایشان گفت: «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه در تورات موسی و صحف انبیا و زبور درباره من مکتوب است به انجام رسد.»

45 و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند.

46 و به ایشان گفت: «بر همین منوال مکتوب است و بدینطور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوم از مردگان برخیزد.

47 و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همه امتها به نام او کرده شود.

48 و شما شاهد بر این امور هستید.

49 و اینک، من موعود پدر خود را بر شما می فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید.»

50 پس ایشان را بیرون از شهر تا بیت عنیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد.

51 و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته ، به سوی آسمان بالا برده شد.

لوقا  24:51 - Jesus Taken Up into Heaven
Jesus Taken Up into Heaven
52 پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند.

53 و پیوسته در هیکل مانده، خدا را حمد و سپاس می گفتند. آمین.

<< ← Prev Top Next >>