Holy Bible project logo icon
FREE OFF-line Bible for Android Get Bible on Google Play QR Code Android Bible
Holy Bible
for Android

is a powerful Bible Reader which has possibility to download different versions of Bible to your Android device.

Bible Verses
for Android

Bible verses includes the best bible quotes in more than 35 languages

Pear Bible KJV
for Android

is an amazing mobile version of King James Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible BBE
for Android

is an amazing mobile version of Bible in Basic English that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible ASV
for Android

is an amazing mobile version of American Standard Version Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

BIBLE VERSIONS / کتاب مقدس / عهد جديد / یوحنا

کتاب مقدس - Old Persian Version, 1815

لوقا یوحنا کارهای رسولان

فصل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21

1 اما عیسی به کوه زیتون رفت.

2 و بامدادان باز به هیکل آمد و چون جمیع قوم نزد او آمدند نشسته ، ایشان را تعلیم می داد.

3 که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود، پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته،

4 بدو گفتند: «ای استاد، این زن در عین عمل زنا گرفته شد؛

5 و موسی در تورات به ما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند. اما تو چه می گویی ؟»

6 و این را از روی امتحان بدو گفتند تا ادعایی بر او پیدا کنند. اما عیسی سر به زیر افکنده، به انگشت خود بر روی زمین می نوشت.

7 و چون در سؤال کردن الحاح می نمودند، راست شده، بدیشان گفت: «هر که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد.»

8 و باز سر به زیر افکنده، بر زمین می نوشت.

یوحنا  8:8 - Woman Caught in Adultery
Woman Caught in Adultery
9 پس چون شنیدند، از ضمیر خود ملزم شده، از مشایخ شروع کرده تا به آخر، یک یک بیرون رفتند و عیسی تنها باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود.

10 پس عیسی چون راست شد و غیر از زن کسی را ندید، بدو گفت: «ای زن آن مدعیان تو کجا شدند؟ آیا هیچکس بر تو فتوا نداد؟»

11 گفت: «هیچکس ای آقا.» عیسی گفت: «من هم بر تو فتوا نمی دهم. برو دیگر گناه مکن.»

12 پس عیسی باز بدیشان خطاب کرده، گفت: «من نور عالم هستم. کسی که مرا متابعت کند، در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد.»

13 آنگاه فریسیان بدو گفتند: «تو بر خود شهادت می دهی ، پس شهادت تو راست نیست.»

14 عیسی در جواب ایشان گفت: «هرچند من بر خود شهادت می دهم، شهادت من راست است زیرا که می دانم از کجا آمده ام و به کجا خواهم رفت، لیکن شما نمی دانید از کجا آمده ام و به کجا می روم.

15 شما بحسب جسم حکم می کنید اما من بر هیچکس حکم نمی کنم.

16 و اگر من حکم دهم، حکم من راست است، از آنرو که تنها نیستم بلکه من و پدری که مرا فرستاد.

17 و نیز در شریعت شما مکتوب است که شهادت دو کس حق است.

18 من بر خود شهادت می دهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت می دهد.»

19 بدو گفتند: «پدر تو کجا است؟» عیسی جواب داد که «نه مرا می شناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرا می شناختید پدر مرا نیز می شناختید.»

20 و این کلام را عیسی در بیت المال گفت، وقتی که در هیکل تعلیم می داد؛ و هیچکس او را نگرفت بجهت آنکه ساعت او هنوز نرسیده بود.

21 باز عیسی بدیشان گفت: «من می روم و مرا طلب خواهید کرد و در گناهان خود خواهید مرد و جایی که من می روم شما نمی توانید آمد.»

22 یهودیان گفتند: «آیا اراده قتل خود دارد که می گوید به جایی خواهم رفت که شما نمی توانید آمد؟»

23 ایشان را گفت: «شما از پایین می باشید اما من از بالا. شما از این جهان هستید، لیکن من از این جهان نیستم.

24 از این جهت به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد، زیرا اگر باور نکنید که من هستم، در گناهان خود خواهید مرد.»

25 بدو گفتند: «تو کیستی ؟» عیسی بدیشان گفت: «همانم که از اول نیز به شما گفتم.

26 من چیزهای بسیار دارم که درباره شما بگویم و حکم کنم؛ لکن آنکه مرا فرستاد حق است و من آنچه از او شنیده ام، به جهان می گویم.»

27 ایشان نفهمیدند که بدیشان درباره پدر سخن می گوید.

28 عیسی بدیشان گفت: «وقتی که پسر انسان را بلند کردید، آن وقت خواهید دانست که من هستم و از خود کاری نمی کنم بلکه به آنچه پدرم مرا تعلیم داد، تکلم می کنم.

29 و او که مرا فرستاد، با من است و پدر مرا تنها نگذارده است زیرا که من همیشه کارهای پسندیده او را بجا می آورم.»

30 چون این را گفت، بسیاری بدو ایمان آوردند.

31 پس عیسی به یهودیانی که بدو ایمان آوردند، گفت: «اگر شما در کلام من بمانید، فی الحقیقه شاگرد من خواهید شد،

32 و حق را خواهید شناخت و حق شما را آزاد خواهد کرد.»

33 بدو جواب دادند که «اولاد ابراهیم می باشیم و هرگز هیچکس را غلام نبوده ایم. پس چگونه تو می گویی که آزاد خواهید شد؟»

34 عیسی در جواب ایشان گفت: «آمین آمین به شما می گویم هر که گناه می کند، غلام گناه است.

35 و غلام همیشه در خانه نمی ماند، اما پسر همیشه می ماند.

36 پس اگر پسر شما را آزاد کند، در حقیقت آزاد خواهید بود.

37 می دانم که اولاد ابراهیم هستید، لیکن می خواهید مرا بکشید زیرا کلام من در شما جای ندارد.

38 من آنچه نزد پدر خود دیده ام می گویم و شما آنچه نزد پدر خود دیده اید می کنید.»

39 در جواب او گفتند که «پدر ما ابراهیم است.» عیسی بدیشان گفت: «اگر اولاد ابراهیم می بودید، اعمال ابراهیم را بجا می آوردید.

40 ولیکن اﻵن می خواهید مرا بکشید و من شخصی هستم که با شما به راستی که از خدا شنیده ام تکلم می کنم. ابراهیم چنین نکرد.

41 شما اعمال پدر خود را بجا می آورید.» بدو گفتند که «ما از زنا زاییده نشده ایم. یک پدر داریم که خدا باشد.»

42 عیسی به ایشان گفت: «اگر خدا پدر شما می بود، مرا دوست می داشتید، زیرا که من از جانب خدا صادر شده و آمده ام، زیرا که من از پیش خود نیآمده ام بلکه او مرا فرستاده است.

43 برای چه سخن مرا نمی فهمید؟ از آنجهت که کلام مرا نمی توانید بشنوید.

44 شما از پدر خود ابلیس می باشید و خواهشهای پدر خود را می خواهید به عمل آرید. او از اول قاتل بود و در راستی ثابت نمی باشد، از آنجهت که در او راستی نیست. هرگاه به دروغ سخن می گوید، از ذات خود می گوید زیرا دروغگو و پدر دروغگویان است.

45 و اما من از این سبب که راست می گویم، مرا باور نمی کنید.

46 کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟ پس اگر راست می گویم، چرا مرا باور نمی کنید؟

47 کسی که از خدا است، کلام خدا را می شنود و از این سبب شما نمی شنوید که از خدا نیستید.»

48 پس یهودیان در جواب او گفتند: «آیا ما خوب نگفتیم که تو سامری هستی و دیو داری؟»

49 عیسی جواب داد که «من دیو ندارم، لکن پدر خود را حرمت می دارم و شما مرا بی حرمت می سازید.

50 من جلال خود را طالب نیستم، کسی هست که می طلبد و داوری می کند.

51 آمین آمین به شما می گویم، اگر کسی کلام مرا حفظ کند، موت را تا به ابد نخواهد دید.»

52 پس یهودیان بدو گفتند: «اﻵن دانستیم که دیو داری! ابراهیم و انبیا مردند و تو می گویی اگر کسی کلام مرا حفظ کند، موت را تا به ابد نخواهد چشید؟

53 آیا تو از پدر ما ابراهیم که مرد و انبیایی که مردند بزرگتر هستی؟ خود را که می دانی ؟»

54 عیسی جواب داد: «اگر خود را جلال دهم، جلال من چیزی نباشد. پدر من آن است که مرا جلال می بخشد، آنکه شما می گویید خدای ما است.

55 و او را نمی شناسید، اما من او را می شناسم و اگر گویم او را نمی شناسم مثل شما دروغگو می باشم. لیکن او را می شناسم و قول او را نگاه می دارم.

56 پدر شما ابراهیم شادی کرد بر اینکه روز مرا ببیند و دید و شادمان گردید.»

57 یهودیان بدو گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده ای؟»

58 عیسی بدیشان گفت: «آمین آمین به شما می گویم که پیش از آنکه ابراهیم پیدا شود من هستم.»

59 آنگاه سنگها برداشتند تا او را سنگسار کنند. اما عیسی خود را مخفی ساخت و از میان گذشته ، از هیکل بیرون شد و همچنین برفت.

<< ← Prev Top Next → >>