Holy Bible project logo icon
FREE OFF-line Bible for Android Get Bible on Google Play QR Code Android Bible
Holy Bible
for Android

is a powerful Bible Reader which has possibility to download different versions of Bible to your Android device.

Bible Verses
for Android

Bible verses includes the best bible quotes in more than 35 languages

Pear Bible KJV
for Android

is an amazing mobile version of King James Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible BBE
for Android

is an amazing mobile version of Bible in Basic English that will help you to read this excellent book in any place you want.

Pear Bible ASV
for Android

is an amazing mobile version of American Standard Version Bible that will help you to read this excellent book in any place you want.

BIBLE VERSIONS / کتاب مقدس / عهد جديد / کارهای رسولان

کتاب مقدس - Old Persian Version, 1815

یوحنا کارهای رسولان رومیان

فصل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28

1 پس چون فستوس به ولایت خود رسید، بعد از سه روز از قیصریه به اورشلیم رفت.

2 و رئیس کهنه و اکابر یهود نزد او بر پولس ادعا کردند و بدو التماس نموده،

3 منتی بر وی خواستند تا او را به اورشلیم بفرستد و در کمین بودند که او را در راه بکشند.

4 اما فستوس جواب داد که «پولس را باید در قیصریه نگاه داشت»، زیرا خود اراده داشت به زودی آنجا برود.

5 و گفت: «پس کسانی از شما که می توانند همراه بیایند تا اگر چیزی در این شخص یافت شود، بر او ادعا نمایند.»

6 و چون بیشتر از ده روز در میان ایشان توقف کرده بود، به قیصریه آمد و بامدادان بر مسند حکومت برآمده، فرمود تا پولس را حاضر سازند.

7 چون او حاضر شد، یهودیانی که از اورشلیم آمده بودند، به گرد او ایستاده، شکایتهای بسیار و گران بر پولس آوردند ولی اثبات نتوانستند کرد.

8 او جواب داد که «نه به شریعت یهود و نه به هیکل و نه به قیصر هیچ گناه کرده ام.»

9 اما چون فستوس خواست بر یهود منت نهد، در جواب پولس گفت: «آیا می خواهی به اورشلیم آیی تا در آنجا در این امور به حضور من حکم شود؟»

10 پولس گفت: «در محکمه قیصر ایستاده ام که در آنجا می باید محاکمه من بشود. به یهود هیچ ظلمی نکرده ام، چنانکه تو نیز نیکو می دانی.

11 پس هر گاه ظلمی یا عملی مستوجب قتل کرده باشم، از مردن دریغ ندارم. لیکن اگر هیچ یک از این شکایتهایی که اینها بر من می آورند اصلی ندارد، کسی نمی تواند مرا به ایشان سپارد. به قیصر رفع دعوی می کنم.»

12 آنگاه فستوس بعد از مکالمه با اهل شورا جواب داد: «آیا به قیصر رفع دعوی کردی؟ به حضور قیصر خواهی رفت.»

13 و بعد از مرور ایام چند، اغریپاس پادشاه و برنیکی برای تحیت فستوس به قیصریه آمدند.

14 و چون روزی بسیار در آنجا توقف نمودند، فستوس برای پادشاه، مقدمه پولس را بیان کرده، گفت: «مردی است که فلیکس او را در بند گذاشته است،

15 که درباره او وقتی که به اورشلیم آمدم، رؤسای کهنه و مشایخ یهود مرا خبر دادند و خواهش نمودند که بر او داوری شود.

16 در جواب ایشان گفتم که رومیان را رسم نیست که احدی را بسپارند قبل از آنکه مدعی علیه ، مدعیان خود را روبرو شود و او را فرصت دهند که ادعای ایشان را جواب گوید.

17 پس چون ایشان در اینجا جمع شدند، بی درنگ در روز دوم بر مسند نشسته ، فرمودم تا آن شخص را حاضر کردند.

18 و مدعیانش برپا ایستاده، از آنچه من گمان می بردم هیچ ادعا بر وی نیاوردند.

19 بلکه مسالهای چند بر او ایراد کردند درباره مذهب خود و در حق عیسی نامی که مرده است و پولس می گوید که او زنده است.

20 و چون من در این گونه مسایل شک داشتم، از او پرسیدم که آیا می خواهی به اورشلیم بروی تا در آنجا این مقدمه فیصل پذیرد؟

21 ولی چون پولس رفع دعوی کرد که برای محاکمه اوغسطس محفوظ ماند، فرمان دادم که او را نگاه بدارند تا او را به حضور قیصر روانه نمایم.»

22 اغریپاس به فستوس گفت: «من نیز می خواهم این شخص را بشنوم.» گفت: «فردا او را خواهی شنید.»

23 پس بامدادان چون اغریپاس و برنیکی با حشمتی عظیم آمدند و به دارالاستماع با مین باشیان و بزرگان شهر داخل شدند، به فرمان فستوس پولس را حاضر ساختند.

24 آنگاه فستوس گفت: «ای اغریپاس پادشاه، و ای همه مردمانی که نزد ما حضور دارید، این شخص را می بینید که درباره او تمامی جماعت یهود چه در اورشلیم و چه در اینجا فریاد کرده، از من خواهش نمودند که دیگر نباید زیست کند.

25 و لیکن چون من دریافتم که او هیچ عملی مستوجب قتل نکرده است و خود به اوغسطس رفع دعوی کرد، اراده کردم که او را بفرستم.

26 و چون چیزی درست ندارم که درباره او به خداوندگار مرقوم دارم، از این جهت او را نزد شما و علی الخصوص در حضور تو ای اغریپاس پادشاه آوردم تا بعد از تفحص شاید چیزی یافته بنگارم.

27 زیرا مرا خلاف عقل می نماید که اسیری را بفرستم و شکایتهایی که بر اوست معروض ندارم.»

<< ← Prev Top Next → >>